معنی ۱neutral · 82%
مادهای جامد که ذرات آن در آرایشی منظم، شبکهای بلوری میسازند.
مثالهای طبیعی
Ein kleiner Kristall glitzerte im Sonnenlicht.
بلوری کوچک زیر نور خورشید برق میزد.
Unter dem Mikroskop zeigt das Salz Kristalle.
نمک زیر میکروسکوپ بلورها را نشان میدهد.
Der Kristall wuchs langsam in der Lösung.
بلور در محلول بهآرامی رشد کرد.
نکتهٔ کاربردی
اسم مذکر و جمع آن Kristalle است؛ به کانیها و جامدهای منظم گفته میشود، نه فقط ظرفهای شیشهای.
درس کوتاه: Kristall
مادهای جامد که ذرات آن در آرایشی منظم، شبکهای بلوری میسازند. اسم مذکر و جمع آن Kristalle است؛ به کانیها و جامدهای منظم گفته میشود، نه فقط ظرفهای شیشهای.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kristall» مطابقت دارد؟
