معنی ۱neutral · 88%
معیاری که برای ارزیابی، مقایسه یا انتخاب چیزی بهکار میرود
مثالهای طبیعی
Erfahrung ist ein wichtiges Kriterium für die Stelle.
تجربه معیار مهمی برای این موقعیت شغلی است.
Wir bewerten die Angebote nach drei Kriterien.
پیشنهادها را بر اساس سه معیار ارزیابی میکنیم.
Der Preis ist nicht das einzige Kriterium bei der Entscheidung.
قیمت تنها معیار در این تصمیم نیست.
نکتهٔ کاربردی
ساختارهای رایج ein Kriterium für etwas و etwas nach bestimmten Kriterien bewerten هستند.

