معنی ۱neutral · 88%
بیانکردن نظر انتقادی یا منفی دربارهٔ یک فرد، عمل، تصمیم یا ایده
مثالهای طبیعی
Sie kritisiert den neuen Plan, weil er zu teuer ist.
او از طرح جدید انتقاد میکند چون بیش از حد پرهزینه است.
Viele Mitarbeitende kritisieren die Entscheidung.
کارکنان زیادی از این تصمیم انتقاد میکنند.
Er kritisierte meine Arbeit sachlich und nannte konkrete Probleme.
او بهطور منطقی از کارم انتقاد کرد و مشکلات مشخصی را نام برد.
نکتهٔ کاربردی
مفعول این فعل بدون حرف اضافه میآید: jemanden kritisieren، einen Plan kritisieren و eine Entscheidung kritisieren.

