معنی ۱neutral · 82%
پوشش آراستهای برای سر که پادشاه بهعنوان نشانهٔ فرمانروایی میپوشد.
مثالهای طبیعی
Die Königin trug eine goldene Krone zur Feier.
ملکه برای مراسم تاجی طلایی بر سر گذاشت.
Im Museum liegt die Krone hinter Glas.
تاج در موزه پشت شیشه قرار دارد.
Der Schauspieler setzte die Krone vorsichtig auf.
بازیگر تاج را با احتیاط بر سر گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث است و معنای تاج دندان یا تاج درخت هم دارد؛ اینجا منظور تاج سلطنتی است.
درس کوتاه: Krone
پوشش آراستهای برای سر که پادشاه بهعنوان نشانهٔ فرمانروایی میپوشد. اسم مؤنث است و معنای تاج دندان یا تاج درخت هم دارد؛ اینجا منظور تاج سلطنتی است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Krone» مطابقت دارد؟
