معنی ۱neutral · 90%
خوراکی شیرین و پختهای که معمولاً با آرد، شکر و تخممرغ درست میشود.
مثالهای طبیعی
Der Kuchen ist noch warm.
کیک هنوز گرم است.
Möchtest du ein Stück Kuchen?
یک تکه کیک میخواهی؟
Zum Geburtstag backe ich einen Kuchen.
برای تولد یک کیک میپزم.
نکتهٔ کاربردی
Kuchen اغلب با ein Stück میآید: ein Stück Kuchen. صورت جمع معمولاً تغییر نمیکند: Kuchen.
ترکیبهای رایج
ein Stück Kuchen — یک تکه کیکKuchen backen — کیک پختنKuchen essen — کیک خوردن
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Kuchen
Kuchen مذکر است: der Kuchen. مفرد و جمع آن یکسان نوشته میشوند؛ برای مقدار میگوییم ein Stück Kuchen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
