معنی ۱neutral · 88%
ناحیهای که خشکی در آن به دریا میرسد و با آن مرز دارد
مثالهای طبیعی
Wir fahren im Sommer an die Küste.
تابستان به ساحل میرویم.
An der Küste ist es heute sehr windig.
امروز در ساحل باد شدیدی میوزد.
Die kleine Stadt liegt direkt an der Küste.
این شهر کوچک درست در ساحل قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
عبارتهای رایج شامل an der Küste، an die Küste fahren و entlang der Küste است.

