kugeln
C2فعلپیچیدن وبالا زدن، ور تابیدن، پیچیدن وبالا زدن ور تابیدن
JadoLearn Dictionary
kugeln یعنی پیچیدن وبالا زدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیچیدن وبالا زدن، ور تابیدن، پیچیدن وبالا زدن ور تابیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غلت، غل خوردن، در غلتیدن
پیچیدن وبالا زدن، ور تابیدن، بغبغو کردن
پیچیدن وبالا زدن، ور تابیدن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
تلقیح کردن، شلخته وچاق، خوک ماده
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.