معنی ۱neutral · 82%
پسزمینهای نقاشیشده یا ساختهشده که مکانی را در صحنه یا فیلم نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Die Kulisse zeigt ein kleines Dorf im Winter.
دکور صحنه روستایی کوچک را در زمستان نشان میدهد.
Das Team baute die Kulisse für den Film selbst.
گروه دکور فیلم را خودش ساخت.
Hinter den Kulissen bereiteten sich die Schauspieler vor.
پشت صحنه، بازیگران داشتند آماده میشدند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و جمع آن Kulissen است؛ عبارت «پشت صحنه» به کارهایی اشاره میکند که تماشاگر نمیبیند.
درس کوتاه: Kulisse
پسزمینهای نقاشیشده یا ساختهشده که مکانی را در صحنه یا فیلم نشان میدهد. اسم مؤنث و جمع آن Kulissen است؛ عبارت «پشت صحنه» به کارهایی اشاره میکند که تماشاگر نمیبیند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kulisse» مطابقت دارد؟
