معنی ۱neutral · 90%
آداب، ایدهها، هنر و شیوهٔ زندگی یک جامعه یا گروه
مثالهای طبیعی
Auf Reisen lernt man andere Kulturen kennen.
در سفر با فرهنگهای دیگر آشنا میشوید.
Die Stadt bietet viel Kunst und Kultur.
شهر هنر و فرهنگ زیادی ارائه میدهد.
Heute sprechen wir über deutsche Kultur.
امروز دربارهٔ فرهنگ آلمان صحبت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
جمع Kulturen به فرهنگهای متفاوت اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— فرهنگهای دیگر

