معنی ۱neutral · 82%
چیزی ساختهشده که مهارت هنری یا ایدهای تازه را بیان میکند.
مثالهای طبیعی
Das Kunstwerk hängt im Foyer des Museums.
اثر هنری در سرسرای موزه آویزان است.
Die Kinder schufen gemeinsam ein Kunstwerk aus Papier.
کودکان با هم اثری هنری از کاغذ ساختند.
Restauratoren schützen das alte Kunstwerk vor Feuchtigkeit.
مرمتگران از اثر هنری قدیمی در برابر رطوبت محافظت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی و جمع آن Kunstwerke است؛ میتواند نقاشی، مجسمه یا شیئی با طراحی هنری باشد.
درس کوتاه: Kunstwerk
چیزی ساختهشده که مهارت هنری یا ایدهای تازه را بیان میکند. اسم خنثی و جمع آن Kunstwerke است؛ میتواند نقاشی، مجسمه یا شیئی با طراحی هنری باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Kunstwerk» مطابقت دارد؟
