معنی ۱formal · 90%
متخصصی که بهویژه در موزه یا گالری از مجموعه نگهداری میکند یا نمایشگاه را طراحی و مدیریت میکند
مثالهای طبیعی
Der Kurator entwickelte das Konzept für die neue Dauerausstellung.
کیوریتور مفهوم نمایشگاه دائمی جدید را طراحی کرد.
Als Kurator betreut er die fotografische Sammlung des Museums.
او بهعنوان کیوریتور مجموعهٔ عکاسی موزه را مدیریت میکند.
Die Kuratorin erläuterte die Auswahl der gezeigten Werke.
کیوریتور زن دربارهٔ انتخاب آثار نمایشدادهشده توضیح داد.
نکتهٔ کاربردی
در نهادهای فرهنگی Kurator برای کار با نمایشگاه و مجموعه بسیار رایج است و شکل مؤنث آن Kuratorin است.
