معنی ۱formal · 90%
در میان مردم یا در یک سامانه دستبهدست شدن، در گردش بودن یا پخش شدن
مثالهای طبیعی
Im Unternehmen kursieren Gerüchte über einen möglichen Verkauf.
در شرکت شایعاتی دربارهٔ فروش احتمالی در گردش است.
Im Netz kursiert eine gefälschte Version des Schreibens.
نسخهای جعلی از نامه در اینترنت دستبهدست میشود.
Noch immer kursieren ältere Banknoten im Zahlungsverkehr.
اسکناسهای قدیمیتر هنوز در مبادلات در گردشاند.
نکتهٔ کاربردی
kursieren معمولاً لازم است و چیزی که در گردش است فاعل جمله میشود؛ در زبان رسمی و روزنامهنگاری رایج است.
