معنی ۱formal · 90%
خلاصه اینکه؛ برای بیان جمعبندی یا نتیجهای کوتاه
مثالهای طبیعی
Kurzum, wir brauchen einen realistischeren Zeitplan.
خلاصه اینکه به برنامهٔ زمانی واقعبینانهتری نیاز داریم.
Die Ausstattung ist gut, der Service schwach; kurzum, das Angebot überzeugt nur teilweise.
امکانات خوب است و خدمات ضعیف؛ خلاصه، این پیشنهاد فقط تا حدی قانعکننده است.
Kurzum: Ohne zusätzliche Daten lässt sich die These nicht belegen.
خلاصه: بدون دادههای بیشتر نمیتوان این ادعا را اثبات کرد.
نکتهٔ کاربردی
kurzum لحنی نسبتاً رسمی و فشرده دارد و برای پایان دادن به توضیحی طولانی با یک نتیجهٔ روشن مناسب است.
