چنان بیمنطق یا اغراقآمیز که خندهدار است یا جدی گرفته نمیشود.
مثالهای طبیعی
Die Forderung nach einer Gebühr war lächerlich hoch.
هزینهٔ درخواستی بهطرزی مضحک بالا بود.
Wegen eines kleinen Flecks wurde der Streit lächerlich.
بحث بر سر لکهای کوچک مضحک شد.
Im Kostüm sah die Figur absichtlich lächerlich aus.
شخصیت در لباسش عمداً مضحک بهنظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
صفت مقایسهپذیر است؛ برای انتقاد از درخواست یا موقعیت مناسب است، اما دربارهٔ شخص میتواند توهینآمیز باشد.
درس کوتاه: lächerlich
چنان بیمنطق یا اغراقآمیز که خندهدار است یا جدی گرفته نمیشود. صفت مقایسهپذیر است؛ برای انتقاد از درخواست یا موقعیت مناسب است، اما دربارهٔ شخص میتواند توهینآمیز باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «lächerlich» مطابقت دارد؟
