پول پرداخت کردن، بهویژه مبلغی که زیاد، آزاردهنده یا اجتنابناپذیر احساس میشود
مثالهای طبیعی
Für die unerwartete Reparatur musste er ordentlich löhnen.
برای تعمیر غیرمنتظره مجبور شد حسابی پول بدهد.
Wer kurzfristig storniert, muss trotzdem löhnen.
کسی که در آخرین لحظه لغو کند، باز هم باید پول بدهد.
In der Innenstadt löhnt man für zwei Stunden Parken inzwischen eine Menge.
این روزها برای دو ساعت پارک در مرکز شهر باید مبلغ زیادی پرداخت کرد.
نکتهٔ کاربردی
این فعل خودمانی و از «zahlen» یا «bezahlen» پررنگتر است و اغلب نارضایتی گوینده از هزینه را منتقل میکند.
