مایعی که مادهای دیگر را حل میکند و محلول میسازد.
مثالهای طبیعی
Wasser ist ein häufiges Lösungsmittel im Labor.
آب حلال رایجی در آزمایشگاه است.
Die Chemikerin wählte ein Lösungsmittel passend zum untersuchten Stoff aus.
شیمیدان حلالی متناسب با مادهٔ مورد آزمایش انتخاب کرد.
Das Mittel löst den Klebstoff, ohne das Glas anzugreifen.
حلال چسب را پاک میکند بیآنکه به شیشه آسیب بزند.
نکتهٔ کاربردی
اسم خنثی است و جمع آن Lösungsmittel است؛ بسیاری از حلالها آتشگیر یا زیانآورند و باید ایمن استفاده شوند.
درس کوتاه: Lösungsmittel
مایعی که مادهای دیگر را حل میکند و محلول میسازد. اسم خنثی است و جمع آن Lösungsmittel است؛ بسیاری از حلالها آتشگیر یا زیانآورند و باید ایمن استفاده شوند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Lösungsmittel» مطابقت دارد؟
