Labor
C2اسملابراتوار، آزمایشگاهی، آزمایشگاه
JadoLearn Dictionary
Labor یعنی لابراتوار. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لابراتوار، آزمایشگاهی، آزمایشگاه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لابراتوار، آزمایشگاهی، آزمایشگاه
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.