laden
B1فعلپر کردن، بار، بارگیر
JadoLearn Dictionary
laden یعنی پر کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پر کردن، بار، بارگیر
مواد مخدره، تیان، دیگ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
درجعبه گذاردن، صندوقه
پر کردن، بار، بارگیر
پر کردن، بار، بارگیر
پر کردن، بار، بارگیر
پر کردن، بار، بارگیر
کوشش، سعی کردن، تلاش کردن
کوشش، سعی کردن، تلاش کردن
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.