معنی ۱neutral · 90%
مکان کوچک یا متوسطی که مردم میتوانند از آن کالا بخرند.
مثالهای طبیعی
Der Laden öffnet um neun Uhr.
مغازه ساعت نه باز میشود.
Ich kaufe Brot im Laden an der Ecke.
از مغازهٔ سرِ کوچه نان میخرم.
Heute ist der Laden geschlossen.
امروز مغازه بسته است.
نکتهٔ کاربردی
Laden یعنی مغازه یا فروشگاه؛ برای حضور در آن im Laden و برای رفتن به داخلش in den Laden میگوییم.
ترکیبهای رایج
im Laden einkaufen — از مغازه خرید کردنder Laden an der Ecke — مغازهٔ سرِ کوچهeinen Laden öffnen — مغازهای باز کردن
درس کوتاه: حرف تعریف و جمع Laden
Laden مذکر است و جمع آن Läden است. با رفتن به مغازه میگوییم in den Laden gehen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.شکل درست را انتخاب کنید.
