معنی ۱neutral · 88%
لبخندزدن و ایجاد حالت دوستانه یا خوشحال در چهره
مثالهای طبیعی
Sie lächelt freundlich, als sie die Gäste begrüßt.
هنگام خوشامدگویی به مهمانان، دوستانه لبخند میزند.
Alle lächeln in die Kamera.
همه به دوربین لبخند میزنند.
Er lächelte nur kurz und sagte nichts.
او فقط کوتاه لبخند زد و چیزی نگفت.
نکتهٔ کاربردی
این فعل معمولاً مفعول مستقیم ندارد و اغلب با قیدهایی مانند freundlich، kurz یا zufrieden میآید.

