معنی ۱neutral · 88%
فاصله از یک سر چیزی تا سر دیگر یا میزان کلی امتداد آن
مثالهای طبیعی
Die Länge des Raums beträgt fünf Meter.
طول اتاق پنج متر است.
Wir müssen vor dem Kauf die Länge des Tisches messen.
قبل از خرید باید طول میز را اندازه بگیریم.
Die Länge des Berichts ist für die Aufgabe angemessen.
طول گزارش برای این تکلیف مناسب است.
نکتهٔ کاربردی
ساختارهای رایج شامل eine Länge von، die Länge messen و بیان Länge، Breite و Höhe است.

