معنی ۱neutral · 90%
وسیلهای که نور تولید میکند
مثالهای طبیعی
Die Lampe steht neben dem Bett.
چراغ کنار تخت است.
Kannst du bitte die Lampe einschalten?
میتوانی لطفاً چراغ را روشن کنی؟
Wir brauchen eine neue Lampe fürs Wohnzimmer.
برای اتاق نشیمن یک چراغ جدید لازم داریم.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن Lampen است.
ترکیبهای رایج
— چراغ را روشن کردن

