das Land
A1اسم/lant/
کشور، زمین، کشور زمین
JadoLearn Dictionary
Land یعنی کشور. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کشور، زمین، کشور زمین
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
امت، قوم، ملت
دوست مذکر
دوست مؤنث
خانه، منزل
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
فرتوتی، بی قوتی، فتور
دسترسی؛ دسترسی داشتن
غذای اصلی، دسترسی؛ دسترسی داشتن، پیوستن؛ به تخت نشستن؛ الحاق
دسترسی؛ دسترسی داشتن، نزدی رفتن، نزدیک شدن
خرید، شراء، دسترسی؛ دسترسی داشتن
دسترسی؛ دسترسی داشتن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.