Landeshauptmann
C2اسمحکمران، حکومت نشین، استاندار
JadoLearn Dictionary
Landeshauptmann یعنی حکمران. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حکمران، حکومت نشین، استاندار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حکمران، حکومت نشین، استاندار
حکمران، حکومت نشین، استاندار
حکمران، حکومت نشین، استاندار
حکمران، حکومت نشین، استاندار
حکمران، حکومت نشین، استاندار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.