معنی ۱formal · 82%
دولت سیاسیای که ادارهٔ یکی از ایالتهای فدرال آلمان را بر عهده دارد.
مثالهای طبیعی
Die Landesregierung beschloss ein neues Schulgesetz.
دولت ایالتی قانون آموزشی تازهای تصویب کرد.
Vertreter der Landesregierung besuchten die Gemeinde.
نمایندگان دولت ایالتی از شهرداری بازدید کردند.
Die Landesregierung muss den Haushalt dem Parlament vorlegen.
دولت ایالتی باید بودجهاش را به مجلس ارائه کند.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و جمع آن Landesregierungen است؛ با دولت فدرال آلمان تفاوت دارد.
درس کوتاه: Landesregierung
دولت سیاسیای که ادارهٔ یکی از ایالتهای فدرال آلمان را بر عهده دارد. اسم مؤنث و جمع آن Landesregierungen است؛ با دولت فدرال آلمان تفاوت دارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Landesregierung» مطابقت دارد؟
