معنی ۱formal · 89%
در میان عموم مردم رایج، پذیرفته یا شناختهشده.
مثالهای طبیعی
Entgegen der landläufigen Meinung schlafen Fledermäuse nicht den gesamten Winter durch.
برخلاف باور رایج، خفاشها تمام زمستان را یکسره در خواب نمیگذرانند.
Im landläufigen Sinne gilt das Gebäude noch immer als Schloss.
در معنای رایج، این ساختمان هنوز هم قصر به شمار میآید.
Die landläufige Bezeichnung für das Tier unterscheidet sich vom wissenschaftlichen Namen.
نام رایج این جانور با نام علمی آن فرق دارد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب فاصلهٔ برداشت عمومی و شناخت تخصصی را نشان میدهد.
