معنی ۱neutral · 82%
کسی که مزرعهای را اداره میکند و محصول میکارد یا دام پرورش میدهد.
مثالهای طبیعی
Der Landwirt pflanzt im Frühjahr Kartoffeln.
کشاورز در بهار سیبزمینی میکارد.
Eine Landwirtin verkauft Käse auf dem Wochenmarkt.
کشاورزی در بازار هفتگی پنیر میفروشد.
Der Landwirt prüft morgens die Tiere im Stall.
کشاورز هر صبح دامها را در طویله بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
عنوان شغلی مذکر با شکل مؤنث Landwirtin است؛ به حرفه اشاره دارد، نه فقط مالکیت زمین.
درس کوتاه: Landwirt
کسی که مزرعهای را اداره میکند و محصول میکارد یا دام پرورش میدهد. عنوان شغلی مذکر با شکل مؤنث Landwirtin است؛ به حرفه اشاره دارد، نه فقط مالکیت زمین.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Landwirt» مطابقت دارد؟
