معنی ۱neutral · 88%
طراحیشده یا مؤثر برای یک دورهٔ زمانی طولانی
مثالهای طبیعی
Das Unternehmen braucht eine langfristige Strategie.
شرکت به یک راهبرد بلندمدت نیاز دارد.
Diese Investition lohnt sich vor allem langfristig.
این سرمایهگذاری بیشتر در بلندمدت بهصرفه است.
Kurzfristig hilft die Maßnahme, langfristig brauchen wir aber eine andere Lösung.
این اقدام در کوتاهمدت کمک میکند، اما در بلندمدت به راهحل دیگری نیاز داریم.
نکتهٔ کاربردی
langfristig در برابر kurzfristig قرار میگیرد و هم پیش از اسم و هم بهصورت قیدی برای بیان افق زمانی طولانی استفاده میشود.

