langsam gehen
C2فعلاقدام، خطوه، پله
JadoLearn Dictionary
langsam gehen یعنی اقدام. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اقدام، خطوه، پله
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
راه بردن، راه پیمودن، گردش کننده
شلنگ انداختن، شلنگ زدن، گام
اقدام، خطوه، پله
اقدام، خطوه، پله
راه بردن، راه پیمودن، گردش کننده
یورتمه، یورتمه روی، یورتمه رفتن
لاس زدن، طناز، عشوه گر
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.