معنی ۱neutral · 91%
فعالیت یا ورزش دویدن با پا
مثالهای طبیعی
Regelmäßiges Laufen verbessert bei vielen Menschen die Ausdauer.
دویدن منظم استقامت بسیاری از افراد را بهتر میکند.
Nach der Verletzung musste er sechs Wochen auf das Laufen verzichten.
پس از آسیبدیدگی مجبور شد شش هفته از دویدن پرهیز کند.
Beim Laufen sollte der Körper möglichst entspannt bleiben.
هنگام دویدن بهتر است بدن تا حد ممکن آرام بماند.
نکتهٔ کاربردی
چون مصدر اسمیشده است با حرف بزرگ نوشته میشود و حرف تعریف das میگیرد: das Laufen.
