معنی ۱neutral · 90%
هنوز زنده؛ دارای حیات بهعنوان موجود زنده یا انسان
مثالهای طبیعی
Sie ist die älteste noch lebende Person in der Familie.
او مسنترین فرد خانواده است که هنوز در قید حیات است.
Lebende Zellen reagieren empfindlich auf starke Temperaturschwankungen.
سلولهای زنده به نوسانات شدید دما حساساند.
Der Künstler gilt als letzter lebender Vertreter dieser Schule.
این هنرمند آخرین نمایندهٔ زندهٔ این مکتب دانسته میشود.
نکتهٔ کاربردی
lebend بهویژه پیش از اسم رایج است؛ در جملههای روزمرهٔ خبری lebendig یا am Leben میتواند طبیعیتر باشد.
