دانش عملی، پختگی و قضاوتی که در طول زمان از تجربههای شخصی به دست میآید
مثالهای طبیعی
Neben Fachwissen bringt sie viel Lebenserfahrung in die neue Aufgabe ein.
او علاوه بر دانش تخصصی، تجربهٔ زندگی زیادی هم وارد مسئولیت جدید میکند.
Seine Großeltern teilen ihre Lebenserfahrung gern mit den Enkeln.
پدربزرگ و مادربزرگش با علاقه تجربهٔ زندگی خود را با نوهها در میان میگذارند.
Lebenserfahrung kann theoretisches Wissen ergänzen, aber nicht vollständig ersetzen.
تجربهٔ زندگی میتواند دانش نظری را تکمیل کند، اما کاملاً جای آن را نمیگیرد.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بهصورت غیرقابلشمارش میآید: viel Lebenserfahrung، wenig Lebenserfahrung، mit Lebenserfahrung.
