معنی ۱neutral · 91%
ادامهدار در تمام طول زندگی یک فرد
مثالهای طبیعی
Neugier ist eine wichtige Grundlage für lebenslanges Lernen.
کنجکاوی پایهای مهم برای یادگیری مادامالعمر است.
Aus der Schulfreundschaft entstand eine lebenslange Verbindung.
دوستی دوران مدرسه به پیوندی مادامالعمر تبدیل شد.
Die Erkrankung kann eine lebenslange Behandlung erforderlich machen.
این بیماری ممکن است درمان مادامالعمر را ضروری کند.
نکتهٔ کاربردی
در بافت حقوقی lebenslang میتواند مجازات یا ممنوعیتی را توصیف کند که تا پایان عمر ادامه دارد.
