معنی ۱neutral · 82%
وضعیت یا فضایی که در آن چیزی یا تقریباً چیزی وجود ندارد.
مثالهای طبیعی
Nach dem Umzug wirkte die Wohnung voller Leere.
پس از اسبابکشی، آپارتمان خالی و بیروح بهنظر میرسید.
Sie spürte eine Leere, als das Projekt endete.
وقتی پروژه تمام شد، احساس خلأ کرد.
Die Leere des Flurs machte jedes Geräusch hörbar.
خلأ راهرو باعث میشد هر صدایی شنیده شود.
نکتهٔ کاربردی
اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ همچنین میتواند احساس پوچی درونی را برساند.
درس کوتاه: Leere
وضعیت یا فضایی که در آن چیزی یا تقریباً چیزی وجود ندارد. اسم مؤنث و معمولاً غیرقابلشمارش است؛ همچنین میتواند احساس پوچی درونی را برساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Leere» مطابقت دارد؟
