طبق قواعد یا نهادهای پذیرفتهشده قانونی، مجاز یا معتبر شناختهشده
مثالهای طبیعی
Nur ein legitim gewähltes Gremium darf diese Entscheidung treffen.
فقط نهادی که بهشکل معتبر انتخاب شده باشد میتواند این تصمیم را بگیرد.
Die Prüfung soll klären, ob der Anspruch legitim ist.
بررسی قرار است مشخص کند آیا این ادعا از نظر رسمی معتبر است یا نه.
Das Verfahren gilt als legitim, weil alle Regeln eingehalten wurden.
این فرایند مشروع دانسته میشود چون همهٔ قواعد رعایت شدهاند.
نکتهٔ کاربردی
این معنای رسمی با rechtmäßig و gültig همپوشانی دارد، اما legitim میتواند بر اعتبار پذیرفتهشدهٔ قدرت یا فرایند تأکید کند.
