کیفیت یا وضعیتِ پذیرفتهشدهٔ مشروع، موجه یا دارای اختیار بودن
مثالهای طبیعی
Die Legitimität der Regierung hängt nicht ausschließlich vom Wahlergebnis ab.
مشروعیت دولت فقط به نتیجهٔ انتخابات وابسته نیست.
Kritiker bezweifeln die Legitimität des Verfahrens wegen mangelnder Transparenz.
منتقدان بهدلیل نبود شفافیت کافی، مشروعیت این روند را زیر سؤال میبرند.
Eine breite Beteiligung kann die Legitimität weitreichender Reformen erhöhen.
مشارکت گسترده میتواند مشروعیت اصلاحات فراگیر را افزایش دهد.
نکتهٔ کاربردی
«Legitimität» به حقانیت پذیرفتهشده مربوط است و دقیقاً همان «Legalität» یعنی قانونیبودن نیست.
