معنی ۱neutral · 92%
زنی که بهصورت حرفهای در مدرسه یا محیط آموزشی به یادگیرندگان درس میدهد
مثالهای طبیعی
Die Lehrerin erklärt schwierige Themen mit vielen praktischen Beispielen.
معلم زن موضوعات دشوار را با مثالهای عملی زیادی توضیح میدهد.
Die Eltern baten die Lehrerin um ein persönliches Gespräch.
والدین از معلم درخواست یک گفتوگوی حضوری کردند.
Unsere Lehrerin nimmt regelmäßig an Fortbildungen teil.
معلم ما مرتب در دورههای آموزشی حرفهای شرکت میکند.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن Lehrerinnen است و شکل مذکر Lehrer است.
