معنی ۱neutral · 88%
کرسی یا جایگاه دانشگاهی یک استاد
مثالهای طبیعی
Sie leitet seit zwei Jahren den Lehrstuhl.
او دو سال است مدیریت این کرسی دانشگاهی را بر عهده دارد.
Der Lehrstuhl führt ein neues Forschungsprojekt durch.
این کرسی دانشگاهی یک پروژهٔ پژوهشی جدید اجرا میکند.
Die Universität schreibt einen neuen Lehrstuhl aus.
دانشگاه برای یک کرسی دانشگاهی جدید فراخوان داده است.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل einen Lehrstuhl leiten، an einem Lehrstuhl arbeiten و einen Lehrstuhl besetzen است.

