معنی ۱formal · 82%
بدن انسان، بهویژه در زبانی ادبی یا رسمی.
مثالهای طبیعی
Sie wagte Leib und Leben, um die Kinder zu retten.
او برای نجات کودکان جانش را به خطر انداخت.
Nach dem langen Lauf fühlte sich sein Leib schwer an.
پس از دویدن طولانی، بدنش سنگین بهنظر میرسید.
Nach der Wanderung zitterte sie am ganzen Leib.
پس از پیادهروی، او سراسر بدنش میلرزید.
نکتهٔ کاربردی
اسم مذکر است و امروز بیشتر در ترکیبهای ثابت بهکار میرود؛ Körper در گفتار روزمره رایجتر است.
درس کوتاه: Leib
بدن انسان، بهویژه در زبانی ادبی یا رسمی. اسم مذکر است و امروز بیشتر در ترکیبهای ثابت بهکار میرود؛ Körper در گفتار روزمره رایجتر است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Leib» مطابقت دارد؟
