گرایش به باورکردن سریع ادعاها بدون بررسی کافی شواهد یا انگیزههای گوینده.
مثالهای طبیعی
Betrüger nutzten seine Leichtgläubigkeit aus und erbeuteten seine Ersparnisse.
کلاهبرداران از زودباوری او سوءاستفاده کردند و پساندازش را ربودند.
Ihre Leichtgläubigkeit ließ sie jede unbelegte Nachricht sofort weiterleiten.
زودباوری باعث میشد هر خبر تأییدنشدهای را فوراً بازنشر کند.
Er ärgerte sich über seine eigene Leichtgläubigkeit nach dem missglückten Kauf.
او پس از خرید ناموفق، از زودباوری خودش عصبانی بود.
نکتهٔ کاربردی
با «Gutgläubigkeit» حقوقی که به معنای حسننیت و بیاطلاعی از ایراد است تفاوت دارد.
