معنی ۱neutral · 88%
فرد، گروه، پروژه یا فعالیتی را هدایت یا مدیریت کردن
مثالهای طبیعی
Sie leitet seit Januar ein Team von zehn Personen.
او از ژانویه یک تیم دهنفره را مدیریت میکند.
Herr Weber leitet heute die Sitzung.
آقای وبر امروز جلسه را اداره میکند.
Sie hat das internationale Projekt drei Jahre lang geleitet.
او سه سال پروژهٔ بینالمللی را مدیریت کرد.
نکتهٔ کاربردی
مفعول معمولاً آکوزاتیو است: ein Team leiten، eine Sitzung leiten، ein Projekt leiten.

