مدیر، مسئول یا فرد مذکری که هدایت یک بخش یا فعالیت را بر عهده دارد
مثالهای طبیعی
Der Leiter der Abteilung ist heute nicht im Büro.
مدیر بخش امروز در دفتر نیست.
Der Leiter entscheidet über die nächsten Schritte.
مسئول دربارهٔ مراحل بعدی تصمیم میگیرد.
Der Leiter des Kurses begrüßt die Teilnehmenden.
مسئول دوره از شرکتکنندگان استقبال میکند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی حرف تعریف der است و شکل جمع نیز Leiter باقی میماند.

