معنی ۱technical · 91%
مربوط به واژهها، واژگان یا نظام واژگانی یک زبان
مثالهای طبیعی
Der Satz ist grammatisch richtig, enthält aber einen lexikalischen Fehler.
جمله از نظر دستوری درست است اما یک خطای واژگانی دارد.
Die Studie untersucht lexikalische Unterschiede zwischen mehreren Dialekten.
پژوهش تفاوتهای واژگانی میان چند گویش را بررسی میکند.
Fortgeschrittene Lernende brauchen eine größere lexikalische Vielfalt.
زبانآموزان پیشرفته به تنوع واژگانی بیشتری نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
lexikalisch معمولاً درجهپذیر نیست و اغلب با واژههایی مانند Fehler، Einheit، Bedeutung و Vielfalt میآید.
