معنی ۱neutral · 91%
کتاب یا منبع مرجعی با مدخلهای الفبایی یا نظاممند و اطلاعات کوتاه
مثالهای طبیعی
Für einen ersten Überblick eignet sich ein gutes historisches Lexikon.
برای یک دید کلی اولیه، یک دانشنامهٔ تاریخی خوب مناسب است.
Im Lexikon fand sie einen kurzen Artikel über die Epoche.
او در دانشنامه یک مقالهٔ کوتاه دربارهٔ آن دوره پیدا کرد.
Das digitale Lexikon wird regelmäßig mit neuen Einträgen ergänzt.
دانشنامهٔ دیجیتال مرتب با مدخلهای جدید تکمیل میشود.
نکتهٔ کاربردی
جمع سنتی آن Lexika است. Lexikon هم برای دانشنامههای عمومی و هم مراجع تخصصی بهکار میرود.
