فرایند کاهش مقررات، کنترلها یا موانع برای ایجاد آزادی، دسترسی یا رقابت بیشتر
مثالهای طبیعی
Die Liberalisierung des Energiemarktes sollte den Wettbewerb zwischen Anbietern stärken.
آزادسازی بازار انرژی قرار بود رقابت میان ارائهدهندگان را تقویت کند.
Weitere Liberalisierung könnte den grenzüberschreitenden Handel erleichtern.
آزادسازی بیشتر میتواند تجارت فرامرزی را آسانتر کند.
Die Liberalisierung der Zugangsvorschriften erfolgte schrittweise über mehrere Jahre.
کاهش محدودیتهای دسترسی طی چند سال بهتدریج انجام شد.
نکتهٔ کاربردی
«Liberalisierung» از «Deregulierung» گستردهتر است و میتواند بازکردن دسترسی یا کاهش محدودیتها را نیز شامل شود، نه فقط حذف مقررات رسمی.
