معنی ۱formal · 85%
خطاب محبتآمیز و امروزه تا حدی قدیمی به معشوق یا عزیزِ دل.
مثالهای طبیعی
„Komm näher, mein Liebchen“, flüsterte er im alten Liebesbrief.
در نامهٔ عاشقانهٔ قدیمی نجوا کرده بود: «نزدیکتر بیا، عزیزم.»
Die Großmutter nannte ihren verstorbenen Mann noch immer ihr Liebchen.
مادربزرگ هنوز از شوهر درگذشتهاش با عنوان «دلبرم» یاد میکرد.
Im Gedicht wartet das Liebchen vergeblich am Flussufer.
در شعر، دلبر بیهوده کنار رودخانه منتظر میماند.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوی امروزی «Schatz» رایجتر است؛ «Liebchen» حتی ممکن است تحقیرآمیز یا کنایهدار به گوش برسد.
