معنی ۱neutral · 82%
ترجیحاً؛ بیشتر ترجیح میدهم
مثالهای طبیعی
Ich trinke lieber Tee.
ترجیح میدهم چای بنوشم.
Lieber bleibe ich zu Hause.
ترجیح میدهم در خانه بمانم.
Wir essen lieber Pizza.
ما ترجیح میدهیم پیتزا بخوریم.
نکتهٔ کاربردی
lieber خودش مقایسهٔ ترجیح است؛ شکل مقایسهای ساختگی نساز.
ترکیبهای رایج
lieber Tee als Kaffee — چای بهجای قهوه
