معنی ۱neutral · 90%
جایی قرار داشتن یا خوابیده بودن
مثالهای طبیعی
Das Handy liegt auf dem Tisch.
موبایل روی میز است.
Warum liegst du noch im Bett?
چرا هنوز در تخت خوابی؟
Der Pass hat in der Schublade gelegen.
گذرنامه در کشو بود.
نکتهٔ کاربردی
برای وضعیت، auf dem Tisch با داتیو میآید. برای گذاشتن چیزی آنجا، از legen + آکوزاتیو استفاده کن.
ترکیبهای رایج
auf dem Tisch liegen — روی میز بودنim Bett liegen — در تخت خوابیدن/دراز کشیدن
اشتباه رایج
Ich liege das Buch auf den Tisch.
Ich lege das Buch auf den Tisch. / Das Buch liegt auf dem Tisch.
liegen مفعول مستقیم نمیگیرد؛ legen فعلِ عمل گذاشتن است.
درس کوتاه: وضعیت، نه عمل
Das Buch liegt auf dem Tisch میگوید کتاب کجاست. Ich lege das Buch auf den Tisch عمل را میگوید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام جمله وضعیت مکانی را توصیف میکند؟
