یک ملک غیرمنقول، مانند زمین همراه با ساختمانها یا تأسیسات وابسته به آن
مثالهای طبیعی
Die Stadt will mehrere ungenutzte Liegenschaften verkaufen.
شهرداری قصد دارد چند ملک بلااستفاده را بفروشد.
Für die Instandhaltung der Liegenschaft ist ein externer Dienstleister zuständig.
نگهداری این ملک بر عهدهٔ یک ارائهدهندهٔ خدمات بیرونی است.
Die laufenden Kosten der staatlichen Liegenschaften sind deutlich gestiegen.
هزینههای جاری املاک دولتی بهطور محسوسی افزایش یافته است.
نکتهٔ کاربردی
«Liegenschaft» از «Haus» یا «Grundstück» رسمیتر است و اغلب ملک را بهعنوان یک واحد اداری در نظر میگیرد.
