Limit
B1اسمحد، حاشیه، لب
JadoLearn Dictionary
Limit یعنی حد. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حد، حاشیه، لب
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حد، حاشیه، لب
حاشیه، لب، لبه
محدودیت، امساک، حد
حد، حاشیه، لب
حد، حاشیه، لب
لب، شرف، درگه
لب، شرف، درگه
حساب، محدودیت قائل شدن، محدود بودن
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.